X
تبلیغات
بیا ضد حال...
قراره هر کی خواست، هر کیو خواست، ضایع کنه...
سلام به همه دوستای خوبم...

چند تا وبلاگ دارم در مضمون های مختلف...

اما دوس داشتم یه همچین وبی هم داشته باشم...

واسه همین وب ساختم اما واسه تکمیلش به کمک شما هم نیاز دارم...

دوس دارم یه محیط دوستانه و در عین حال با حال حال گیر (!) داشته باشیم...

کسایی که مایل به نویسندگی هستن بگن با چه اسمی براشون اکانت باز کنم.

 

*** اینجا فقط کسایی که تمایل به نویسندگی دارن کامنت بذارن***

حدالامکان تو پست مربوطه نظر بذازین.

 

توجه مهم! نویسنده ها با هم کل نندازن!

 

با تشکر...

                 ستی

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 19:22 نويسنده sety kal kal |

لیلی مامان فداتم...

بابا سعید خوبه...

دایی سعیدم خوبه...

وبت که نابود شده... بیا وب اصلیم بحرفیم...

+ تاريخ جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 2:23 نويسنده sety kal kal |

به سلامتیه پسری که...

:

:

:

ولشون کن پســرا جنبه ندارن


همون به سلامتی دخترا


:دی

+ تاريخ پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 4:0 نويسنده sety kal kal |

 

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........

دختر بودن یعنی پس این چای چی شد؟؟

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن

 دختر بودن يعني چرا خونه اینقدر کثیفه ؟؟

دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي 

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن 

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه 

دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟ 

دختر بودن يعني  به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا... 

دختربودن يعني  برو تو ، دم در واي نستا

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن 

دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم

دختر بودن يعني كجا داري ميري؟

دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم

دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟

دختر بودن يعني  خيلي خودسر شدي

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 3:40 نويسنده لیلی |

مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان.هههههههههه


چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟ بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند. 

 

مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ، ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها

چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند.ولی من درهرحال به اونا میخندم!هههههههههه

زنان از مردان عاقلترند، چونکه کمتر میدانند و بیشتر میفهمند.

مردها همه مانند هم هستند فقط چهره هایشان با هم فرق دارد تا بتوان آنها را از تشخیص داد .چقدم جون تو چهرهاشون داغونه!!

هیچ فکر کردی چرا خدا مرد را پیش از زن آفرید؟ ؟؟؟خب معلومه پیش از آفریدن هر شاهکاری یک چرکنویس هم لازمه .ههههههههههه

اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند، هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد .

بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند . مردها حتی در آن زمان هم ، مسیر را نمی پرسیدند 

+ تاريخ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 3:10 نويسنده لیلی |


MashhadiPedia (Dictionary ENGLISH to MASHHADI)i

Really?! : ne yere
oh my GOD! : ey khak be sarom!
Idont know? : mo nemedenom?
Why? : bere chi?
Am I right? :dorugh mogom?
And so on :hamoo joor
Up side down :kelle pa
Funny! : khonok
I love u! : mo to re mokham
Dont worry : halle
Shut up! : beband chingete


ادامه مطلب
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 8:34 نويسنده sety kal kal |

بگو دوچرخه……….سیبیل بابات بچرخه

بگو فرانسه………..بابات قد آدامسه

بگو خاک انداز………….خودتو جلو بینداز

بگو متکا…………….بخور از این کتک ها

بگو چاقو…………….برو بچه دماغو

بگو پنکه …………..شورت بابات تنگه

بگو جاسیگاری ………..میمون اومد خواستگاریت

بگو صابون………………. بشن روش برو خیابون

بگو بیست………………… دماغتُ بلیس
 

  یعنی ما ده شستیا همچین ادمایه سرخوشی بودیم....


ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 17:32 نويسنده نینا |

در ایران :

تو دستشویی فکر میکنند،

تو حمام اواز میخوانند،

سر کلاس میخوابند،

تو رختخواب تلفن حرف میزنند،

موقع درس خوندن بازی میکنند،

موقع تی وی دیدن فیسبوک چک میکنند،

موقع فیسبوک چک کردن غذا میخورند،

موقع خواب بیدارند،

موقع بیداری خوابند،

سر کار روزنامه میخوانند،

و اوقات فراغت کار میکنند...

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 2:0 نويسنده نینا |

تلویزیون داره میگه :

جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ...

یهو مامانم برگشته میگه :

مسیرشون مشخصه دیگه ...

اینترنت ..آشپزخونه...

اینترنت...دستشویی...

اینترنت...تخت خواب ...!!!

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 1:53 نويسنده نینا |

با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه
دو تا پسر دارن حرف میزنن.....
رضا : علی جون ابرو هاتو خیلی ناز برداشتی
علی : قربونت برم الهی ، پیش همون آقا کریم رفتم
رضا : کریم ،کدوم کریم ؟
... علی: بابا کریم بلونده . همون آرایشگره که موهاشو مش استخونی میکنه

دو تا دختر دارن حرف میزنن.....
ژیلا : مرجان به اون سیبیل زنونت قسم وقتی لیلا اسمتو آورد می خواستم با چاقودسته شاخیه دو تیکه اش کنم
مرجان : ای ول بابا خیلی خانومی ، ولی ولش کن اینها مرام ندارن . سگو نباس با چاقو زد ....



+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 1:50 نويسنده نینا |

شاعر میگه: زن زیبا بود در این زمونه بلا
درجایی دیگر: بلا ای بلا دختر مردم...
در جایی دیگر: بلا ملا بلا بلا بلا...میخرم واست طلا ملا
نتیجه: شاعر نداریم که یه مشت خانوم باز داریم...!!
+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 0:53 نويسنده نینا |

http://up.vatandownload.com/images/3x9fu8a27aqksbq07mk.jpg
+ تاريخ سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 14:15 نويسنده سعید |

 

سعید قیام کرد.

خانومای محترمه پرتون به پرم گیر نکنه که پرپرتون میکنم

 

+ تاريخ یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 3:25 نويسنده سعید |

*****فقط جنبه طنز داره پسرا جوگیر نشنا*****


1.باباش کارخونه داره ! ۲۵۰۰ تا کارگر دارن , ماهی چند میلیون پول تو جیبی می گیره از باباش !


حقیقت : باباش کارمند جز تو یهاداره ی پیش و پا افتاده است , حقوقش کلا ۲۵۰ هزار تومنه که اونم ۱۵۰ هزارتومنش قسط خونه و یخچال فریزر و این صحبتاست ! ۱۰۰ هزار تومن می مونه براشون ماهی!!



♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣


۲ . بس که خونشون بزرگه ! (مکان : تهرانیا ... نیاوران,جردن,... تبریزیها : دخترای تبریز که همشون بچه ولیعصرن!! فکر کنم وسط شهر و پایین شهر دختری وجود نداشته باشه. از هر دختر تبریزی بپرسی بچه کجایی ؟ می گه : ولیعصر - همافر!! , من نمیدونم تو یه فلکه مگه چند تا خونواده زندگی می کنن),وقتی می خواد از اتاقش بره آشپزخونه و برگرده, نفس نفس می زنه ! خونشون دیگه رو متر مربع نیست ... با هکتاره !!! یکی هم همش صداش می کنه ! پیشخدمتشونه


حقیقت : خونشون (تهران - شوش . تبریز - ۴۰ متری ) , ۷۵ متری و اجاره ! اونیم که صداش میومد مامان بزرگ پیرشه , نه پیش خدمتشون


♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۳ . ۳ تا ماشیندارن ... Murano 2009 , BMW 740i , Benz S350 که تو پارکینگ کارخونشون پارکه ! ولی باباش چون می ترسه دخترشو بدزدن! ، براش پراید صندوق دار مدل75 خریده که کسی نفهمه مایه دارن !! آخه یهو دارایی هم بهشون گیر می ده !



♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۴ . سرگرمی هاش :سفر به آنتالیا و اقامت تو بهترین هتلش ، پارتی گرفتن تو خونه ی بزرگشونهو وقتی می خواد مطالعه کنه ، می ره تو جکوزی شخصیش ...



حقیقت : سرگرمی اصلیش کشیدن موی خواهر کوچیکشه که گریه اش بندازه و خودش بخنده ! گاه گاهی هم بادوستای قشنگش ، می ره کافی نت ، تا این توهمات رو تحویل پسرای لیستش بده !!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۵ . رو لباس خیلی حساسه !! سفارش می ده داییش که سوییسه ، براش بهترین هارو بفرسته . امکان نداره حتی لباس زیرش ایرونی باشه ! یه لنگه ی جورابش کلی قیمتشه!!



حقیقت : پسر خالش بعد از خدمت مقدس سربازی ، شلوارش رو داده بهش ، از حراجی هم Converse خریده ۱۴ هزارتومن ! دیگه ؟ ... با یه تی شرت میکی ماوس و ... مانتوشم از این مانتو فقط ۸۰۰۰ تومن خریده !


♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۶ . چندین عمل زیبایی انجام داده ! فک و صورت ، بینی ، سینه ، لنگ و پاچه ، ...



حقیقت : عمل آپاندیس ، یه بارم دستش در رفته ، مامان بزرگش جا انداخته براش !!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣


۷ . بس که پسرا بهش پیشنهاد می دن و این موضوع اذیتش می کنه ... بیشتر وقتا خونه است و توسینمای خانگی شخصیش ،فیلم های 2011 رو نیگاه می کنه و حتی 2012 !!!



حقیقت : آنتن تلویزیونشون خراب شده ، ماه بعد درستش می کنن ، فقط شبکه ۴ رو می گیره ! اینم می شینه تماشا می کنه .


♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣


۸ . تو مهمونی های متعدد خونوادگی ، همش براش خواستگار پیدا می شه ، مامانش خسته شده بس که جواب رد به مامان پسرای فامیل و دوستا و آشناها داده !!



حقیقت : مامانش از ترس اینکه هیچ وقت خواستگاری برا دخترش پیدا نمی شه ، مرض عصبی گرفته!



♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۹ . قرار بود جای نیکی کریمی ، تو فیلم زن ها فرشته اند از این استفاده بشه ! بخاطرموقعیت باباش ، که تو ایران مطرحه کارخونشون ، رد کرد !



حقیقت : تو تئاتر مدرسه شون بازی می کرد ، که از گروه اخراج شد !!




♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣� �♣♣♣♣♣



۱۰ . تو مهمونی که محمدرضا گلزار رو گرفتن ، اینم بود !!! ولی نه اینکه ... باباش کلفته ! کاریش نداشتن !


حقیقت : تو عمرش یه بار با پسر رقصیده ، اونم عروسی فامیلشون، با پسرخالش !!


+ تاريخ دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 3:16 نويسنده sety kal kal |

پــسر : عزیزم ، ما الان دوساله باهمیم !
دختر : خب ؟
پــسر : چقدر به من اطمینان داری ؟
دختر : خیـــــــــــــ ــــــــلی !
پسر : یعنی اگه بخوام بغلم میکنی ؟
دختر : معلومه ، بیا >:D<
پــسر : بوس بخوام چی ؟
دختر : بله ، بله بیا :-*
پــسر : اگه بگم بیا دل بدیم قلوه بگیریم چی ؟
دخــتر : آره بابا بیا
پــسر : اصلا بخوام لخت شی برام سالسا برقصی، چی ؟
دختر : صد در صد ! بیا- بیا /d:\
پــسر : قربونت بشم...من ! موبایلتو میدی ببینم؟؟
دختـر : نه دیگه ! پررو نشو !!=))

+ تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:40 نويسنده sety kal kal |

رابطه هاى امروزى جوری شده که

مى تونید به همدیگه دست بزنید...

ولى نمى تونید به گوشى هاى همدیگه دست بزنید !!

+ تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 1:55 نويسنده نینا |

مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کردو من سال ها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم                                 سهراب سپهری

  

 

 کوچک که بودم پدرم بيمار شد. و تا پايان زندگي بيمار ماند.پدرم تلگرافچي بود.در طراحي دست داشت.خوش خط بود.تار مي نواخت. او مرا به نقاشي عادت داد. الفباي تلگراف (مورس) را به من آموخت . در چنان خانه اي خيلي چيزها مي شد ياد گرفت. من قالي بافي را ياد گرفتم و چند قاليچه ي کوچک از روي نقشه هاي خود بافتم . چه عشقي به بنايي داشتم. ديوار را خوب مي چيدم. طاق ضربي را درست مي زدم. آرزو داشتم معمار شوم. حيف،دنبال معماري نرفتم. در خانه آرام نداشتم. از هر چه درخت بود بالا مي رفتم. از پشت بام مي پريدم پايين. من شر بودم. مادرم پيش بيني مي کرد که من لاغر خواهم ماند.من هم ماندم. ما بچه هاي يک خانه نقشه هاي شيطاني مي کشيديم. روز دهم مه 1940 موتور سيکلت عموي بزرگم را دزديديم، و مدتي سواري کرديم. دزدي ميوه را خيلي زود ياد گرفتيم.از ديوار باغ مردم بالا مي رفتيم و انجير و انار مي دزديديم.چه کيفي داشت! شب ها در دشت صفي آباد به سينه مي خزيديم تا به جاليز خيار و خربزه نزديک شويم. تاريکي و اضطراب را ميان مشت هاي خود مي فشرديم. تمرين خوبي بود.هنوز دستم نزديک ميوه دچار اضطرابي آشنا مي شود. خانه ما همسايه صحرا بود. تمام روياهايم به بيابان راه داشت. پدر و عموهايم شکارچي بودند. همراه آنها به شکار مي رفتم. بزرگتر که شدم عموي کوچکم تيراندازي را به من ياد داد. اولين پرنده اي که زدم يک سبز قبا بود. هرگز شکار خوشنودم نکرد. اما شکار بود که مرا پيش از سپيده دم به صحرا مي کشيد و هواي صبح را ميان فکرهايم مي نشاند. در شکار بود که ارگانيزم طبيعت را بي پرده ديدم. به پوست درخت دست کشيدم. در آب روان دست و رو شستم. در باد روان شدم. چه شوري براي تماشا داشتم! اگر يک روز طلوع و غروب آفتاب را نمي ديدم گناهکار بودم. هواي تاريک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشاي مجهول را به من آموخت. من سال ها نماز خوانده ام. بزرگترها مي خواندند، من هم مي خواندم. در دبستان ما را براي نماز به مسجد مي بردند. روزي در مسجد بسته بود.بقال سر گذر گفت:"نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديکتر باشيد!" مذهب شوخي سنگيني بود که محيط با من کرد. و من سال ها مذهبي ماندم ، بي آن که خدايي داشته باشم! از کتاب هنوز در سفرم .... سهراب سپهري

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 14:55 نويسنده لیلی |

ای زیباترین

شادی را به کسانی هدیه می کنم که آنرا از من گرفتند

عشقم را بین کسانی تقسیم می کنم که دلم را شکستند

دعایم را نثار کسانی می کنم که نفرینم کردند

محبتم را به کسانی می دهم که بر دلم زخم نهادند

می خواهم بر غم تبرها  ، درخت شوم

می خواهم بر روی پاهایم بایستم تا آسمان شانه هایم را لمس کند

می خواهم بخندم

چون که هنوز تو با منی

خدایا عاشقت هستم

مرا دوست بدار

 

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:47 نويسنده لیلی |


ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺯ یکی ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﻬﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ؟!

ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺣﺘﯽ یک ﻣﻮﺭﺩ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻨﻔﯽ ﺛﺒﺖ
ﻧﺸﺪﻩ !!!

+ تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 0:41 نويسنده نینا |

. 

انسان های زیادی وجود دارن که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن، ولی هنوز هیچ کس دقیقن نمی دونه ناف تهرون کجاست و این نقطه همچنان نا معلوم مونده. توی این پستم قصد دارم با موشکافی دقیق، ناف تهرون رو مشخص کنم و بررسی کنم که چه کسایی واقعن بچه ناف تهرونن!


اگه نقشه ی تهران رو 90 درجه در جهت عقربه های ساعت بچرخونیم و با دقت نگاش کنیم می بینیم که شبیه بدن یه خانم با حجاب می شه که خیلی راحت قابل تشخیصه! اگه نمی تونید تشخیص بدید من برای راحتیتون این کارو کردم که می تونید ببینید:

بچه ناف تهرون

بری ادامه مطلبو بخونی ضرر نمیکنی

ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 22:17 نويسنده الهام |

         

قابل توجه فهیمه خانوم و سپیده خانوم.

 

            

 

+ تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 18:49 نويسنده سعید |

پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
________________
دختر در حال راه رفتن...
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین
..!

+ تاريخ جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 2:49 نويسنده sety kal kal |

یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :
خانوم معلم من باید برم کلاس سوم
معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟
اونم میگه :
آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم
توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه
معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن
خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا
دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا
همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم
خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم
میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟
مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :
پا
دوباره خانوم معلمه میپرسه:
پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :
جیب
دوباره خانوم معلمه سوال میکنه:
اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :
دست دادن
باز معلمه سوال میکنه :
بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وفتی میاد بیرون شل و چسبناک
مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه:
آدامس بادکنکی
دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم
من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم!

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 14:31 نويسنده سعید |

girl.gif
+ تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 21:47 نويسنده سعید |

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
+ تاريخ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 1:14 نويسنده sety kal kal |

شما یک ایرانی هستید اگر ...(طنز) - www.RadsMs.com

 

این مطلب ترجمه شده از زبان  آلمانی هست

و بیشتر در خصوص ایرانی‌های خارج از کشور تنظیم شده ! پس لطفا به دل نگیرید.

۱_ هرروز صبحانه چای با نون و پنیر میخوری.

۲_ در روز حداقل ۵ بار از واژه‌های عزیزم / قربونت برم / اختیار دارین / شرمنده استفاده میکنی.

۳_ هر دومین جمله رو با ببین شروع میکنی.

۴_ اگر ساعت ۵ قرار داشته باشی ساعت ۶ از خونه بیرون میری.

۵_ بابا مامانت میخوان که دکتر مهندس شی.

۶_ مامانت حداقل دو بار در روز بهت میگه بچم قربونت بشم.

۷_ تا از یه مهمونی یا عروسی میای شروع میکنی به غیبت.

۸_ هروقت که به یک رستوران ایرانی میری موقع حساب به گارسون میگی قابلتون رو نداره.

۹_ کمد لباسات پر از لباسای ِ مشکیه.

۱۰_ توی توالت خونتون آفتابه دارین !

۱۱_ موقع حساب کردن طوری رفتار میکنی که انگار تو میخوای پول بدی اما همش تعارف شابدلعظیمیه.

۱۲_ هروقت منتظر مهمونت سر ساعت ۱ هستی ساعت ۳ ازش استقبال میکنی.

۱۳_ تو و مهمونای ایرانیت ۳۰دقیقه هم جلو در صحبت میکنید که البته فقط می خواستید خداحافظی کنید.

۱۴_ وقتی میری توالت به نظر میاد که اونجا خوابت برده.

۱۵_ مامانت می خواد دعوات کنه اما دلش نمیاد.

۱۶_ بابات میخواد که دخترش پیشش بمونه.

۱۷_ حداقل روزی یکبار برنج و گوشت میخوری.

۱۸_ سالاد رو بشقابی میخوری.

۱۹_ وقتی مهمون داری یه کاسه ی بزرگ میوه روی میزه.

۲۰_ لجبازی.

۲۱_ مامانت ۴تا مهمون داره اما واسه ۱۰ نفر غذا میپزه.

۲۲_ وقتی مهونی میری هی بهت میگن مگه روزه گرفتی؟ میوه بردار… شیرینی بخور.

۲۳_ خاله و داییت بهت میگن خاله/دایی.

۲۴_ پدر و مادرت بهت میگن بابا / مامان.

۲۵_ تو همه ی اتاقاتون یه فرش ایرانی پهن شده.

۲۶_ مامان بابات به سکول میگن اِسکول و به شرانک میگم شِرانک.

۲۷_ پلاک نقشه ی ایران گردنته.

۲۸_ آی‌دی‌هات ایرانین یا پرشین به یدک میکشن.

۲۹_ پسرها: مامانتینا اجازه نمیدن ابروهاتو برداری.

۳۰_ پسرها: مامانتینا نمیزارن گوشتو سوراخ کنی.

۳۱_ مردها: از زنت طلاق گرفتی اما همچنان اجازه نمیدی با مردهای دیگه ارتباط داشته باشه.

۳۲_ به مهمونات میگی خونه‌ی خودتونه.

۳۳_ چشمای بزرگ و خوشگلی داری.

۳۴_ مژه‌های بلندی داری.

۳۵_ مامانتینا نمیزارن بری سولاریوم چون پوست سفید و لطیفِ خودت قشنگ‌تره.

۳۶_ از طلا زیاد استفاده میکنی.

۳۷_ مردها: هیچکس حق نداره زنت رو اونجوری نگاه کنه.

۳۸_ بستنی مورد علاقه‌ت فالوده‌س.

۳۹_ مردها: تو خیلی خوب میتونی واسه خانوما افسانه تعریف کنی.

۴۰_ اگه مریض شی نمیری دکتر.

۴۱_ مامان بابات همیشه تعریف میکنن که ایران خیلی کشور خوبی بوده.

۴۲_ میگی تهرانی هستی حتی اگه نباشی.

۴۳_ حتی با کسایی که نمیشناسی موقع احوالپرسی روبوسی میکنی.

۴۴_ یا پرسپولیسی هستی یا استقلالی.

۴۵_ بچه هات نباید هیچ کمبودی داشته باش.

۴۶_ آرزو میکنی که کاش مک‌دونالد کله‌پاچه داشت.

۴۷_ مامانت سماور داره.

۴۸_ با خودت غذای ایرونی به مدرسه یا محل کار میبری.

۴۹_ موقع مهمونی خانوما با هم دعوا میکنن که کی ظرفارو بشوره در حالی که مردا دارن پاسور بازی میکنن یا منتظر چای هستن.

۵۰_ مامانتینا همش واست روضه میخونن که حلال و حروم چقدر مهمه.

۵۱_ مامان و بابات همیشه میگن ما جلو بابا مامانمون پامونو دراز نمیکردیم.

۵۲_ به دوستای بابات میگی عمو.

۵۳_ به دوستای مامانت میگی خاله.

۵۴_ تو خونتون تابلوهای مینیاتوری آویزونه.

۵۵_ پرچم ایران رو زدی به دیوار اتاقت.

۵۶_ به ایرانی بودنت افتخار میکنی.

۵۷_ هروقت آشنایی رو تو خیابون ببینی میگی به به پارسال دوست امسال آشنا.

۵۸_ پسر ها: یه دوست دختر کمته.

۵۹_ خانوم ها: حداقل ۳بار در سال موهاتو رنگ میکنی.

۶۰_ دخترا: از پسر های ایرونی بد میگی اما آخرشم فقط اونارو میخوای.

۶۱_ خانوما: از ۱٫۶۳ بلندتر نمیشی.

۶۲_ حداقل روزی ۵بار چای مینوشی.

۶۳_ از بچگی بهت میگفتن آتیش پاره یا وروجک.

۶۴_ هروقت داری یه چیز جالب تعریف میکنی هی صدات بلند تر میشه.

۶۵_ اونقدر بلند میخندی که صداتو تا دو کیلومتر اونورتر هم میشنون.

۶۶_ مامانتینا میرن سوپرمارکت تا نون بخرن اما با ۴کیسه‌ی خرید برمیگردن.

۶۷_ هنوز فیلمای فردین و فروزان و بهروز وثوقی نگاه میکنی.

۶۸_ همه‌ی مغازه‌ها و رستوران‌های ایرانی شهرتون رو میشناسی.

۶۹_ مامانتینا اصرار میکنن که تعمیرکار برق هم بشینه پای سفره‌ی غذا.

۷۰_ قصه‌های مورد علاقه‌ی بچگیت شنگول و منگول بوده یا خاله سوسکه.

۷۱_ هروقت آهنگ باباکرم میشنوی نمیتونی سرجات بشینی.

۷۲_ هروقت از مامانت میخوای که اینقدر بهت گیر نده چون بزرگ شدی میگه صد سالت هم بشه بازم بچمی.

۷۳_ پیاز داغ زیاد اضافه میکنی.

۷۴_ پسر ها: تو بچگی بهت میگفتن شومبول طلا.

۷۵_ دختر ها: بابات همیشه بهت میگه دختر گلم.

۷۶_ میری رستوران چینی اما با قاشق چنگال غذا میخوری.

۷۷_ به پسته و تخمه و لواشک و آلوچه و نون خامه‌ای عشق میورزی.

۷۸_ گربه های سامی ایرانی رو ترجیح میدی.

۷۹_ هروقت مامانت آشپزی میکنه حتما باید زعفرون تو برنج باشه.

۸۰_ ماهی مورد علاقت ماهی سفیده.

۸۱_ آرایشگر ایرانیت رو در مغازش نوشته تا ساعت ۷ باز است اما میبینی ساعت یازدهه و اون هنوز داره مو کوتاه میکنه.

۸۲_ دوغ مینوشی.

۸۳_ کانال های ایرانی نگاه میکنی مثل پی‌ام‌سی و طپش.

۸۴_ دختر ها: از ۱۲ سالگی میدونی که اسم بچه هاتو چی میخوای بزاری.

۸۵_ مامانتینا تو خونه یه پلوپز ۸ نفره دارن.

۸۶_ مادرتینا هیچ وقت اجازه نمیدادن شبا خونه ی همکلاسیت بخوابی.

۸۷_ پسر ها: به کنسرت‌های ایرانی میری تا با دختر ایرونی آشنا بشی.

۸۸_ ماشین بی ام و میرونی ولی بیکاری.

۸۹_ ریاضیت خوبه.

۹۰_ مادر و پدرت غر میزنن که چرا نمره‌ت ۱۹ شده.

۹۱_ دیر از خواب پا میشی.

۹۲_ جلسه ی اولیا و مربیان مامانتینا معلمت رو به شام دعوت میکنن.

۹۳_ ساعتت از عمد ۵ دقیقه جلوئه.

۹۴_ هروقت کسی ازت تعریف میکنه مامانت واست اسپند دود میکنه.

۹۵_ به مامان و بابات میگی شما.

۹۶_ هروقت با یکی دیگه میخوای از در رد شی هی به هم میگید بفرمایید بفرمایید.

۹۷_ حتی با کسی که ازش خوشت نمیاد خوب برخورد میکنی.

۹۸_ تو خونه تون صنایع دستی دارین.

۹۹_ تو دوران کودکی زیاد دنبال نخود سیاه فرستاده شدی.

۱۰۰_ داری این مطلب رو میخونی.

 

نظامی خوش سرود آن پیر کامل

زمین باشد تن و ایران ما دل

+ تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 0:55 نويسنده الهام |

زن مثل تلویزیونه

دوست دختر مثل موبایل

تو خونه تلویزیون تماشا میکنی

وقتی میری بیرون موبایلتو میبری

وقتی پول نداشته باشی تلویزیون خونه ات رو میفروشی

وقتی پول بدست میاری گوشی موبایل رو عوض میکنی

بعضی وقتها از تلویزیون لذت میبری

اما بیشتر اوقات با موبایل بازی میکنی

تلویزیون برای تمام عمرت مجانیه

اما اگه قبض موبایل رو پرداخت نکنی ارائه خدمات متوقف میشه

تلویزیون بزرگ و گنده است و معمولا کهنه

اما موبایل خوشگل و باریک و خوشدسته و همیشه میشه همه جا با خودت ببریش

معمولا هزینه استفاده از تلویزیون منطقی و قابل قبوله

اما هزینه استفاده از موبایل زیاده و همیشه هم بدهکاری

تلویزیون کنترل از راه دور داره

اما موبایل نداره

و مهمترین نکته اینکه موبایل وسیله ارتباطی دوطرفه است (صحبت کردن و گوش دادن )

اما فقط باید به تلویزیون گوش بدی !چه بخواهی چه نخواهی

و آخرین نکته اینکه تلویزیون ویروس نداره اما موبایل …..

+ تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 0:43 نويسنده سعید |

سلام خوشحالم ک ب جمع شما پیوستم

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونیدEmoticon


ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

....

تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 

توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه

*چندتا توصیه به پسرهای ایرونی:

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!

ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن!!!!

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!

ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!

 

+ تاريخ دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 20:37 نويسنده الهام |

دندانساز

از آجیـل سفره ی عید فقط چند پسته ی لال مانده است .

آنها که لب گشودند خورده شدند ،

آنها که لال مانده اند،می شکنند .

دندانسـاز راست می گفت :

 

پستـه ی لال سکوتش دندانشکن است .

 

( حسین پنـاهی )

+ تاريخ شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 16:41 نويسنده سعید |

خواهرها چند نوع داداش دارند؟ 

 

 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن

 2.داداش خر زور تا در مواقع   لزوم حال بعضي ها را بگيره

 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه      4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه

 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه

 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش)

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 14:41 نويسنده لیلی |